
راوی: ابا صلت هروی 1
همراه و در خدمت امام وارد «مرو» شدیم. نزدیک «ده سرخ» توقف کردیم. مؤذن کاروان، نگاهی به خورشید کرد و رو به امام گفت: «آقا! ظهر شده است». امام پیاده شدند و آب خواستند. نگاهی به صحرا کردیم. اثری از آب نبود. نگران برگشتیم. امّا از تعجّب زبانمان بند آمد. امام با دست شان مقداری از خاک را گود کرده بود و چشمه ای ظاهر شده بود. وارد «سناباد» شدیم. کوهی نزدیک سناباد بود که از سنگ آن، دیگ های سنگی می ساختند. امام به تخته سنگی از کوه تکیه دادند و رو به آسمان گفتند: «خدایا!... غذاهایی را که مردم با دیگ های این کوه می پزند، مورد لطفت قرار ده و به این غذاها برکت عطا کن!»
فکر می کنم خدا به برکت دعای امام، به کوه، نظر خاصی کرد. چون امام خواستند که از آن روز به بعد، غذایشان را فقط در دیگ هایی بپزیم که از سنگ آن کوه ساخته شده باشد.
روز بعد، پس از کمی استراحت، امام به طرف محلی که «هارون»، پدر مأمون، در آن دفن شده بود، حرکت کردند. مأموران حکومتی جار زدند که امام می خواهند قبر هارون را زیارت کنند، امّا امام با یک حرکت ساده، نقشه های مأموران را نقش بر آب کرد. آن حرکت هم این بود که کنار قبر هارون ایستادند و با انگشت، خطی در کنار قبر، کشیدند. بعد رو به ما فرمودند: "این جا قبر من خواهد شد... شیعیان ما به این جا خواهند آمد و مرا زیارت خواهند کرد... و هرکس به دیدار قبرم بیاید، خدا لطفش را شامل حال او خواهد کرد."
بعد رو به قبله ایستادند و نماز خواندند و با سجده ای طولانی، چیزهایی را زیر لب زمزمه کردند. اشک در چشمم جمع شده بود.
.
.
مأمون دستور داد امام را پشت سر هارون خاک کنند. کلنگ زمین را نشکافت . اباصلت می گفت:"امام روزی خاک چهارگوشه را بویید ، گفت :این گوشه مدفن من است، اگر همه ی کلنگ های خراسان را بیاورند، سه طرف دیگر شکافته نخواهد شد." مجبور شدند امام را جلوی هارون دفن کنند. قبر امام قبله ی هارون شده بود.
1 اباصلت هروی :
عبدالسلام بن صالح مشهور به خواجه اباصلت هِرَوی(حدود ۱۶۰-۲۳۶ق) از اصحاب امام رضا(ع) که از آن حضرت روایاتی نقل کرده است.اباصلت در نیشابور در خدمت امام رضا حاضر بوده و در سرخس نیز به دیدار ایشان رفته است. او هنگام ورود امام رضا به نیشابور، حدیث سلسلةالذهب را از ایشان نقل کرده است. اکثر روایات مربوط به نحوه شهادت امام رضا(ع) از اباصلت نقل شدهاند.
و در طلب علم به نقاط مختلفی چون عراق، حجاز و یمن سفر کرد و از کسانی چون حماد بن زید، عطاء بن مسلم، معتز بن سلیمان، عبدالرزاق صنعانی، مالک بن انس، فُضیل بن عیاض و عبدالله بن مبارک استماع حدیث نمود.
ابالصلت چندی در بغداد به روایت حدیث پرداخت و در روزگار مأمون به عزم جنگ به مرو آمد و چون به مجلس خلیفه وارد شد و مأمون کلام او را شنید، به او علاقمند شد و از خواصش قرار داد. ابوالصلت در رد مرجئه، جهمیه،زنادقه و قدریه میکوشید و بارها با بشر مریسی در حضور مأمون مناظره کرد.
هم اکنون ارامگاهی منسوب به وی در کیلومتر ده جاده مشهد-فریمان قرار دارد

نامه ای به امام رضا ع ( السلام علیک یا علی بن موسی رضا )...
ما را در سایت نامه ای به امام رضا ع ( السلام علیک یا علی بن موسی رضا ) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 19:16